![]()
ديدار تو كشتزار نور است
آهويى بىقرار
كه از لب تشنهاش
آفتابِ سحر فرو مىريزد،
ديدارت سكوت است
آبشار پرندگانى كه راه سپيده را مىجويند،
ليوانى عسل
در كف ناخدايى خسته كه بوى نهنگ مىدهد،
چايى دم كشيده
(درست لحظهيى كه از تمام دغدغهها فارغ مىشوى)
شمس لنگرودی
بیا هفت سین خانه ی عشقمان را بچینیم ای یار...
نوروزی دیگر را با هم آغار میکنیم ای یگانه ترین عشق...
خدایا دوستت داریم که دوستمان داری.... من را و او را
غزل..
باید گره روسری ام باز شود باز
تا دلبری از موی من آغاز شود باز
من چارقدم را به دل باد سپردم
گیسوی من اینک پر پرواز شود باز
تو منظره ی بکر نگاهم شده ای ..عشق
تصویر تو یک برکه ی دلباز شود باز
اسبان عرب شیهه کشان در خم مویت
تا پیچش گیسوی تو ابراز شود باز
با نغمه ی ماهوری خود شور به پا کن
تا بغض گلوگیر دلم باز شود باز
سیما احمدی